پرويز اذكائى

11

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

فارسى باستان و سنن كتيبه‌نگارى شرق باستان » [ در يادنامهء هنينگ ، 98 - 124 ] حول سه مسألهء مهم بحث كرده است ، اينكه آيا خطّ ميخى فارسى باستان ( حسب بند 70 بيستون ) « خطّ آريايى » است يا « خطّ آشورى » ؛ و اينكه كتيبه‌هاى پاسارگاد به فرمان كوروش يا داريوش نوشته شده است ؟ آنگاه با تحقيق دربارهء كلمهء « توپى » ( tuppi ) كه گويد به معناى « متن ، سند ، كتيبه » باشد ، نتيجه مىگيرد كه آن عبارت داريوش ( - بند 70 ) به معناى « نظام كتابت » بىسابقه ( آريايى ) نيست ، بلكه به معناى نوعى « متن » تازه و بىسابقه است . سپس ياد كند كه تمام اسامى خاص ايرانى مختوم به يك مصوّت بوده‌اند ، كه در صورت‌هاى مكتوب عيلامى و آشورى و يونانى آنها مىآمده است . بدين‌سان ، پس از استدلال‌هاى زبان‌شناسى و تحليل‌هاى آواشناسى ، نتيجه مىگيرد كه ابداع كتابت فارسى باستان بايستى مقدّم بر سلطنت داريوش يكم هخامنشى باشد ، بسا كه زمان پديدآيى آن در نيمهء يكم هزارهء يكم ( ق . م . ) بوده ؛ و همانا نظام‌هاى كتابت ديگر ( آشورى ، بابلى ، عيلامى ، اورارتويى ، فينقى ) متداول آن روزگار در تكوين و تكامل خطّ مزبور تأثير داشته‌اند . دياكونوف ، چنان‌كه مكرّر گذشت ، معتقد به وجود « خطّ مادى » مقدّم و مؤثّر بر « خطّ پارسى » هخامنشى مىباشد « 1 » . 5 . خطّ آرامى زبان و خط آرامى / يا / آسورى در تاريخ فرهنگ ايران‌زمين ، خواه طىّ ادوار باستانى يا حتى در دورهء اسلامى ، از اهميّت خاصّى برخوردار است . زيرا خطوط ايرانى ما قبل اسلامى بالجمله منشأ « آرامى » داشته‌اند ؛ و در دوران اسلامى نيز خطوط عربى ( كوفى ، نسخ ، و . . . ) كه زبانهاى فارسى هم تاكنون بدانها نوشته مىشود ، همانا از اصل « آرامى » صورت تكوين يافته‌اند . چنان‌كه پيشتر گذشت ، خط ميخى مادى - پارسى كه عموما در سنگ‌نبشته‌ها و گل‌نبشته‌ها كاربرد داشت ، خصوصا مناسب « كوه‌نبشت » بود ، پس از انقراض امپراتورى هخامنشى ( سدهء 4 ق . م . ) بكلّى منسوخ شد ؛ و حتى دانش قرائت و علم بدان يكسره منسى گرديد .

--> ( 1 ) . cf : W . B . Henning Memorial Volume , London , Lund Humphries , 1970 PP . 99 , 105 - 112 , 114 - 115 , 120 - 122 , 123 .